تولد مامان شراره(سلاله)
سلام ب شیرین عسل، شکر پنیر و نفس دونه مامان قربون چشمای تیله ایت مامانی اومدم برات از تولد مامان شراره بگم. 1آذر تولد مامان جونم بود و ما براش ی مهمونی خودمونی گرفتیم: مامان خوبم تولدت مبارک ایشالا هزار سال سایه پر مهرت روی سرمون بمونه تقریبا 4 روز قبل از تولد من و باباعلی تصمیم گرفتیم شب تولد مامان شراره ی سورپرایز براش داشته باشیم. با دایی جون و بابارضا هماهمگ شدیم و همه دست در دست هم دادیم ب مهر و تولد مامان شراره رو برگزار کردیم. روز تولدش هممون خیلی معمولی بهش تبریک گفتیم و بابارضا مثلا رفت سرکار... من گفتمم شب مهمون دارم... دایی جون هم گفت داریم هیئتو جمع میکنیم و همه تنهاش گذاشتیم. ا...









