رفته بودیم مسافرت...
قبل از هرچیز میخواستم از دوست خیـــــــــــــــــــــــــلی خوبم بابت این گل شقایق ک برام فرستاد تشکر کنم. سوده جون (مامان امیرمهدی) خیـــــــــــــــلی ممنـــــــــــــــونم ، خودت گلی خانمی حالا ی سلام ب پسمل کوچولو موچولوی خودم خوبی نفسم؟ خوبی عشقم؟ امیدوارم همیشه خوب خوب باشی. گل مامان یه چند وقتی نبودیم و وبلاگت آپ نشد. رفته بودیم مسافرت... الان میخوام همشو برات تعریف کنم. 1 / خرداد / 1392 اول خرداد بود ک ساعت 8 صبح از خونه زدیم بیرون و بعد از اینکه ب طباخی و بانک و داروخونه ی سری زدیم ب سمت چالوس حرکت کردیم. تو راه با اینکه مسیر خیلی طولانی بود ولی پسر خوبی بودی خداروش...









