ماجرای ارشان گوگولی و دندونگیرش!

سلام عروسک مامان، سلام آبنبات مامان، سلام شیرین عسلم، سلــــــــــــــــــام زندگی من!
خوبی عمرم؟ مامانی ب نظر تو من از چه کلمه ای استفاده کنم که ذره ای از علاقه ام رو ب تو نشون بده؟
فکر کنم همچین کلمه ای ب وجود نیومده ک بتونه عشق ی مادر و نسبت ب فرزندش نشون بده!
گل نازم اومدم برات از جریان دندونگیرت بگم... دقیقا از وقتی تونستی چیزهارو با دستت بگیری میخوای بندازیشون تو دهنت... مثل جغجغه ها یا پتو! و من فکر کردم ممکنه اسباب بازیهات ی گوشه تیز داشته باشن و اذیتت کنن... و همین موضوع دلیلی شد ک ب اتاق متروکه شده ات ی سری بزنیم و دندونگیرت از اتاق متروکه شدت در اومد!
خیلی دوستش داری و باهاش انواع و اقسام صداهارو در میاری و مدل های مختلف تو دهنت میبریش!
اینم ماجراهای ارشان جوجو با دندونگیرش ب روایت تصویر
خودت نگاه کـــــــــــــــــــــــــن!









هر وقت میخوایم ازت عکس بگیریم باید مواظب باشیم دوربینو نبینی وگرنه فقط ب دوربین نگاه مینی!



ودر آخر

دوستت داریم ی عالمه
هرچی بگیم بازم کمه


ماجرای ارشان گوگولی و دندونگیرش!
