سال 92 هم اومد...
سلام ب فنقوله بادومم 1 سلام با تاخیر فراووووون خوبی ستاره زندگیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ماخیلی وقته ک از مسافرت برگشتیم... مشکل از اینتر نت بود ک تا حالا آپ نشدیم. عید 92 هم اومد و تموم شد مامانی... کلی حرف برات دارم... کلی مطلب ننوشته دارم... خیلی وقته ب دوستام سر نزدم ... پس بی حاشیه میرم سر خاطراتت ، مو ب مو یادم نیست ولی سعی میکنم همشو برات تعریف کنم. میخوام از اولش برات بگم... یعنی از 28 اسفند 1391... ساعت 8 شب بود ک ما کاملا آماده بودیم و تا بابا علی رسید خونه راه افتادیم ب سمت شمال... (البته بابا رضا و مامان شراره هم بودن) تو راه ک بیشتر خواب بودی و ساعت 2 بود رسیدیم... مام...







