این روزها... 9/10/91
دوست جونا به قسمت دوستای خوشگل محمدارشان عکس اضافه شد سلام توییتی من خوبی کلوچه شیرینم؟ الان که دارم برات مینویسم رو پام خوابیدی و اصلا خوشحال نیستی... نمیدونم چرا از دیشب هی بغض میکنی و بی دلیل و از ته دل گریه میکنی؟ الهی مامان قربونت بره........ شیرینم امروز اومدم برات بگم که بابارضا خونه اشو فروخت و یه خونه بزرگتر خرید... البته یکم ازمون دور شد ولی بازم اونقدری دور نیست که ناراحت باشم... دیشب اونجا بودیم، مامان شراره تصمیم داره همه وسایلاشو بده و تو خونه جدید همه چیز نو بخره، بخاطر همینم ماکه اونجا بودیم و دیشب باباعلی و عمومجتبی اومدن کمک که مبلا و ویترین و ببرن بیرون... خلاصه: مامانی نمیدونم...









