خدایا....
گل مادر سلام خوبی عشق من؟ زندگیم الان که دارم برات مینویسم ساعت 4:30 بعد از ظهره و تو بعد از یه حموم حسابی مثل یه موش ناقلا لالا کردی. گل مادر میخوام از دیروز برات بگم که خیلی جاها رفتیم. شنبه که رفته بودیم پیش دکتر رحمانی بهش گفتم یه سونو برات بنویسه که خیالم بابت هیدرونفروز دوره جنینی که تو کلیه هات بود راحت بشه. دیروز باباعلی تعطیل بود. صبح با کله پاچه از خودمون پذیرایی کردیم و ساعت 10 رفتیم واسه سونو....... ساعت 20 دقیقه به 11 بود که نوبتمون شد. بغلت کردم، خواب بودی، الهی برات بمیرم که وقتی دکتر لوگاژل مالید بهت از سردیش بیدار شدی و شروع به گریه کردی. م...









