ارشــــــــــــــان پیشـیارشــــــــــــــان پیشـی، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

پرنس پیشی،پسر پائیزی

با خاطرات اسباب کشی و خونه جدید برگشتیم

سلـــــــــــــــــــــــــام و صد ســــــــــــــــــلام به همه دوستای نینی وبلاگی گلم و هــــــــــــــــــــــــــــــزاران سلام ب پسمل ناز و خوشگلم بله ، بالاخره به یاری خدا بعد از تقریبا 3 ماه برگشتیم. خیلی خیلی دلم برای وبلاگ پسرم و همه دوستای مهربونم تنگ شده و کلی هم عقبم!!!! قبل از اینکه خاطرات رو شروع کنم میخوام از همه دوستایی ک ب طرق مختلف تو این مدت باهامون در ارتباط بودن تشکر ویژه بکنم و از راه دور یه ماچ گنده براشون بفرستم! حالا چون کلی حرف و عکس دارم بهتره برم سر اصل مطلب ینی پیشی کوچولوی ملوسم ک الان 2 سال و 1 ماهشه! میخوام از اول شروع کنم. ینی دقیقا از همونجایی ک ننوشتم... پس بریم ک بخونیم: نازدونه...
30 مرداد 1393

بیست و دو ماه با حباب کوچولو...

ســــــــــــــــــــــــلام ستاره مامان 22 ماهه شدنت مبارک عشقم زندگی مادر 22 ماهگیت رو ما روز قبلش ب همراه بابایی رفتیم ب جای کیک برات پیتزا گرفتیم . برای اولین بار تو رستوران برات ی پیتزای شخصی گرفتی خخخخخخخ! موقع برگشت هم یکی گرففتیم اومدیم خونه روش شمع گذاشتیم. ب نظرم بهتر از کیک برو. چون تو خیلی پیتزا دوست داری. جشن تولد گل تو باغچه ی بهاره     ایشالا باغ عمرت فصل خزون نداره خونه ما بهشته تا اومدی به دنیا         الهی زنده باشی تا دنیا برقراره سبد سبد دستاتو بگیر زیر آسمون    هدیه مامان به تو یه عالمه ستاره ...
25 مرداد 1393

مسافرت عید فطر و تولدم!!

قبل از اینکه این پستو بخونی بدون واقعا مردم تا این پست تایید بشه. لب تاب خرابه و نمیشه پست بذاریم. یه عالمه عکس مونده که بذارم.... سلام گوگولـــــــــــــــــــــــو، خوبی عشقم؟ بیا بریم که با عکس و خاطرات جدید اومدم از عید فطر بگم که باباعلی بیچاره 2 شب پشت شیفت شب شد ... من هم از غصه نرفتم خونه بابارضا... گفتم میمونم خونه. روز عید رفتیم دوتایی یه گشتی تو خیابون زدیم و خوراکی خریدیم برگشتیم. شام مفصل و کلی خوراکی درستیدیم و دوتایی جشن گرفتیم. آب بازی و کلی بازی های دیگه. خب چه کنیم ... کار تو بیمارستانه دیگه میدونی که!!!!!!!!!!! 8 مرداد برنامه مسافرت داشتیم با بابا رضا اینا، ساعت 5 بع...
23 مرداد 1393
1